تبلیغات بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم باشد که نباشیم و بدانند که بودیم ....
نویســــندگان :
◊ پویان (187)
موضــــــوعات :
◊ شعر (64)
◊ ادبی (123)
آرشـیـــــــــــو :
◊ خرداد 1388 (1)
◊ اردیبهشت 1388 (4)
◊ فروردین 1388 (1)
◊ اسفند 1387 (3)
◊ بهمن 1387 (2)
◊ دی 1387 (5)
◊ آذر 1387 (5)
◊ آبان 1387 (8)
◊ مهر 1387 (5)
◊ شهریور 1387 (4)
◊ مرداد 1387 (1)
◊ فروردین 1387 (18)
◊ اسفند 1386 (4)
◊ بهمن 1386 (27)
◊ دی 1386 (37)
◊ آذر 1386 (23)
◊ آبان 1386 (12)
◊ مهر 1386 (12)
◊ شهریور 1386 (8)
◊ مرداد 1386 (7)
لینكســــــــتان :
لینكــــــــدونی :
جستجـــــــــــو :
خبرنامــــــــــه :
نظر سنجــــــــی :
آمار وبــــــــــلاگ :
امروز :
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
بازدید كلیه :
كلیه ارسال ها :
كلیه نظر ها :
شگفت :[ادبی , ]
درشگفتم که سلام آغاز هر دیداریست ولی در نماز پایان است . شاید این بدان معناست که پایان نماز، آغاز یک دیدار است.
گاهی با خود فکر می کنم ، چگونه است که ما ، در این سر دنیا ، عرق می ریزیم و وضع مان این است و آنها ، در آن سر دنیا ، عرق می خورند و وضع شان آن است! ... نمی دانم ، مشکل در نوع عرق است یا در نوع ریختن و خوردن؟
نوشته شده در دوشنبه 4 خرداد 1388 و 01:09 ب.ظ توسط پویان
ویرایش شده در - و -
خنده :[ادبی , ]
بر لبم کس خنده ای هرگزندید الا مگردر میان گریه براحوال خود خندیده ام ، دردلم طوفان غم دارم ولی خنده برلب میزنم تا کس نداند درد من
نوشته شده در چهارشنبه 30 اردیبهشت 1388 و 07:42 ب.ظ توسط پویان
ویرایش شده در - و -
آرزو :[ادبی , ]
همیشه یادت باشه چیزی که امروز داری شاید آرزوی دیروزت بوده و بزرگترین آرزوی فردات بشه ! پس همیشه سعی کن قدر چیزی که امروز داری رو خوب بدونی!
نوشته شده در سه شنبه 29 اردیبهشت 1388 و 09:22 ب.ظ توسط پویان
ویرایش شده در - و -
شادی :[ادبی , ]
همیشه دلیل شادی کسی باش نه قسمتی از شادیه اون و همیشه قسمتی از غم کسی باش نه دلیل غم اون
نوشته شده در سه شنبه 29 اردیبهشت 1388 و 09:05 ب.ظ توسط پویان
ویرایش شده در - و -
از طرف ش. :[ادبی , ]
آنگاه که غرور کسی را له می کنی، آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی، آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی، آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ، آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی، آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ، می خواهم بدانم، دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟ . بسوی کدام قبله نماز می گزاری که دیگران نگزارده اند
نوشته شده در چهارشنبه 23 اردیبهشت 1388 و 10:46 ب.ظ توسط پویان
ویرایش شده در - و -
پرنده :[ادبی , ]
پرنده ای که مال تو نیست 100 تا قفس هم که بسازی آخرش می ره .شرط دل دادن دل گرفتن است وگرنه یکی بی دل می مونه و یکی دو دل.نه آنچنان عاشق باش که هیچ چیز نبینی نه آنقدر ببین که هرگز عاشق نشوی.
نوشته شده در جمعه 28 فروردین 1388 و 10:00 ب.ظ توسط پویان
ویرایش شده در - و -
سعدی :[ادبی , ]
هر که با بدان نشیند اگر نیز طبیعت ایشان درو اثر نکند به طریقت ایشان متهم گردد و گر به خراباتی رود به نماز کردن، منسوب شود به خمر خوردن
نوشته شده در یکشنبه 11 اسفند 1387 و 11:27 ق.ظ توسط پویان
ویرایش شده در - و -
پائولوکوئلیو :[ادبی , ]
دیوانه بمانید اما مانند عاقلان رفتار کنید.
خطر متفاوت بودن را بپذیرید
اما بیاموزید که...
بدون جلب توجه متفاوت باشید
نوشته شده در شنبه 10 اسفند 1387 و 10:51 ب.ظ توسط پویان
ویرایش شده در شنبه 10 اسفند 1387 و 11:10 ب.ظ
گذشت :[ادبی , ]
گذشت و سر بلندی را عزیزم از درخت آموز
که سایه از سر هیزم شکن هم بر نمیدارد
نوشته شده در شنبه 10 اسفند 1387 و 10:47 ب.ظ توسط پویان
ویرایش شده در شنبه 10 اسفند 1387 و 10:53 ب.ظ
نیست :[شعر , ]
خجل شدم ز جوانی كه زندگانی نیست
به زندگانی من فرصت جوانی نیست
من از دو روزه ی هستی به جان شدم بیزار
خدای شكر كه این عمر جاودانی نیست
همه به گریه ی ابر سیه گشودم چشم
در این افق كه فروغی ز شادمانی نیست
به غصه بلكه به تدریج انتحار كنم
دریغ و درد كه این انتحار آنی نیست
نه من به سیلی خود سرخ میكنم رخ و بس
به بزم ما رخی از باده ارغوانی نیست
ببین به جلد سگ پاسبان چه گرگانند
به جان خواجه كه این شیوه ی شبانی نیست
ز بلبل چمن طبع شهریار افسوس
كه از خزان گلشن شور نغمه ی جوانی نیست
نوشته شده در یکشنبه 6 بهمن 1387 و 02:12 ب.ظ توسط پویان
ویرایش شده در - و -